ابراهيم عاملي ( موثق )

305

تفسير عاملي ( فارسي )

فخر : شخصى كه دعا مىكند بايستى عارف باشد نسبت به آنكه از او ميخواهد و گر نه دعا و خواهش بمعنى حقيقى نيست و چون در هنگام دعا با معرفت بود ميداند كه در عالم آفرينش هيچ حادث و پديده‌اى بر خلاف مصلحت نيست و هيچ پيشآمد و تغييرى مشاهده نمىشود مگر براى خير و خوبى و شايستگى و چون كسى با اين معرفت دعا كند مفاد دعاى او اين خواهد بود : خدايا اگر در دعاى من مصلحت است اجابت كن . و نيز امام فخر : دعا يعنى ستايش و اجابت يعنى پذيرش اين ستايش . ابن انبارى گفته است : اجيب بمعنى اسمع مىباشد و چون ميان سماع و اجابت رابطه و تناسبى هست پس معنى چنين است : اگر كسى مرا بخواند من به او نزديكم و دعاى او را مىشنوم . * ( فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي ) * - 185 ابو الفتوح : مبرّد عالم مشهور ادب گفته است : استجابت بمعنى گردن نهادن است و اجابت اين معنى را نمىفهماند از اين جهت امر كرده است مردم فرمان خدا را استجابت كنند همانطور كه در آيت ديگر گفته است : « اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَلِلرَّسُولِ » ولى از طرف خدا فقطَّ اجابت است بمعنى پذيرفتن . فخر : استجابت انسان نسبت بحقّ تعالى تسليم باوامر او است از اين جهت امر بايمان بعد از آن شده است كه از تسليم و عمل بفرمان ، ايمان كه حالت قلبى است بايستى پيدا شود . ابو الفتوح رازى : « لعلّ » در جمله‌ى بعد بمعنى تا اينكه مىباشد و معنى جمله چنين است : شما تسليم باشيد و با ايمان ، تا راشد شويد . عبده : جمله‌ى « لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ » اشاره است به اين كه فقط ايمان ، موجب رشد و پيشرفت مىشود و گر نه عبادت بىايمان ممكن است نتيجه‌ى معكوس داشته موجب خود پرستى و گمراهى بشود . فى ضلال : اين آيه بدل مؤمن تازگى و آسودگى و ايمان با شيرينى مىدهد و باستجابت مىكشاند و نويد اجابت دعا مىدهد و اگر شتاب در آن نباشد البتّه با استجابت